تبليغاتX
خاطرات شمع و پروانه
پروانه به شمع بوسه ای زد و سوخت

Image and video hosting by TinyPic

شب که میشه تو کوچه غم

اشک من میشه ستاره

من چشمامو به ابرا می دم

 اسمون بارون می باره

میرم از شهر تو با یه کوله بار خاطره

با تو بودن خیلی وقته که گذشته

بی تو بودن مثل مهر سرنوشته

دیگه اسم تورو حی زمزمه کردن

واسه من نه تو میشه نه فرقی داره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 17:42  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

تقدیم به عشقم که قلبم فقط برای او می تپد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 17:37  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

حکایت عجیبی است که فراموش شدگان

 هرگز

فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 17:31  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

چندتا نصیحت از داداش کوچیکتون

آوارگی کار عشق

بی وفایی رسم عشق

تنهایی مرام عشق

جدایی انتهای عشق

بی کسی آخر عشق

دیونگی مرحم عشق

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 17:8  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

یه نیمکت تنها ، یه شعله خاموش                             

 یه لحظه یک رویا ، من و تو در آغوش

 

یه یادگار از عشق ، رو تن درخت پیر                        

یه قصه کوتاه ، وای از این تقدیر

 

بگو منو کم داری بگو ، بگو که غم داری بگو             

 بگو منو کم داری بگو ، بگو که غم داری بگو

 

بگو تو هم بی قراری ، یه لحظه آروم نداری                

 مثل یه ابر بهاری ، بگو که هر شب می باری

 

بگو دلت برام تنگ شده ، دلی که می گن از سنگ شده   

بگو که طاقت نداری ، اشک توی چشمام می آری

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 15:4  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

سر کلاس رياضي بود که استاد اومد دو خط موازي رو تخته کشيد. خط پاييني نگاهي به خط بالايي انداخت و در دل خود عاشقش شد. خط بالايي نگاهي به خط پاييني انداخت و در دل عاشقش شد. در همين هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 17:46  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

 

گاهي با خود مي انديشم كه شايد تمام زندگي را بتوان در يك قطره اشك خلاصه كرد.

آري من اين كار را كردم من تمام زندگيم را براي به دست آوردن عشق تو گذراندم و هنگامي كه تو را از دست دادم تنها قطره هاي اشك از آن همه ثانيه هاي براي تو نفس كشيدن برايم ماند.

من زندگيم را در اشكي كه براي رفتنت ريخت خلاصه كردم.

قبل از آن تمام زندگيم در لبخند كوچكي از تو خلاصه ميشد اما چه زود لبخند ها رنگ باختند و در درياي غم غرق شدند.

سكوت چيز عجيبيست زيرا زندگيم را سكوتي فرا گرفته است كه هيچ فريادي در آن راه نمي يابد. هيچ بنبستي پايانش نمي دهد و هيچ رنگي را نمي پذيرد.

آري تمام زندگيم را در اشكي كه هنگام سكوت و نبودنت مي ريزم خلاصه مي كنم.

من بيشتر از اين ها ارزش داشتم اما تو كه رفتي از هيچ هم بي ارزش تر شدم. شايد تو خواستي شايد هم سرنوشت من اين را خواست به هر حال مانند افسوسي شدم كه هزاران بار تحقير شده است مانند سنگي كه صدها لگد خورده و مانند لعنتي كه ده ها نفر تكرار كرده اند.و مانند عاشقي كه تنها تو آن را ديدي و فراموش كردي.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 17:35  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 16:44  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

دیشب کلام نقره ی نازت عجیب بود
با من که آشنای تو بودم ، غریب بود
بود و میهمان و تو و ماه و آسمان
 زیبا خیال می کنم او یک رقیب بود

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:6  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

مگه ازت چی کم دارم که روز و شب ناز می کنی
فکر می کنی ازم سری ، بال داری ، پرواز می کنی ؟
ما رو بگو سپردیمش دل و چشامونو به کی
اون که به زندگی می گه ، نمایش عروسکی
دارم از تو می نویسم تو یه روز سرد برفی
قلمم نمی نویسه ، می گه تو نداری حرفی 
برو دیگه نبینمت ، خاطر خواهیت دروغ بوده
تو خلوتم با گریه هام ، چه قدر سرت شلوغ بوده
روشنی چشات نداره مرزی
تو خیلی بیشتر از اینا می ارزی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:5  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

این حرف را به جان تو با ترس می زنم
 با عبرت و گرفتن صد درس می زنم
 تو که عاشق کسی شدی و من بی اطلاع
 از چشمهای خسته ی تو حدس می زنم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:3  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

می خوام برم کلاس خط یاد بگیرم با خط خوش
نامه بدم واسه شما ،‌ تو رو خدا بیا بکش
یه کاری کرد با دل من اون چشای پر جذبه
 که ساعت خونه م هنوز ، بعد یه عمری عقبه
اون که نباید می شد انگار شده
 هر چی بگم نمی خوامش بیخوده
همین که اسمت رو منه ،‌ کلی می بالم به خودم
بذار همه گمان کنن من اول عاشقت شدم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:2  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

چقدر عجيبه که :

- تا وقتي مريض نشي کسي برات گل نمياره

- تا فرياد نکني کسي به طرفت بر نميگرده

- تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه

- تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمياد

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 0:8  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 0:8  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

تا که بوديم. نبود کسي کشت مارا غم بي هم نفسي. تا که خفتيم همه بيدار شدند. تا که مرديم همگي يار شدند. قدر ان شيشه بدانيد که هست.نه دران موقع که افتاد شکست

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 0:5  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

خدا تنها معشوقي است که عاشقاني دارد که هيچ يک از بودن ديگري ناراضي نيست و هيچگاه يکي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 0:4  توسط حسین فروتن  | 

 Image and video hosting by TinyPic

سلام
نام : سرگردان
نام خانوادگي : گمنام
نام پدر : رنج
نام مادر : فرشته غم
تاريخ تولد : دوران غم
شماره شناسنامه : نامفهوم
محل تولد : دنياي فراموش شده
شغل : آوارگي
جرم : به دنيا آمدن
مدت محکوميت : حبس ابد
نام پدر بزرگ : درويش تنها
نام مادر بزرگ : سلطان غم
آدرس : غمستان - ميدان تنهايي - چهارراه بدبختي - خيابان رنج -کوچه غربت - پلاک ناباوري

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 23:14  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

به ياد آر كه چگونه دستان پر شوقم را به اميد پرواز در دستان سرد تو جاي دادم.و چه غريبانه نگاهم را به نگاه خالي از احساست دوختم.نمي دانم....نمي دانم آيا به ياد داري كه با ذوق بچه گانه ام و با چه احساس پاكي تپش قلبم را با تپش قلبت يكسان نمودم؟لحظه ي بي تو ماندن را لحظه ي مرگ مي دانستم.لبخند دروغينت را من راست ترين واژه ي عالم مي پنداشتم!به خيال خود ليلاي دل مجنونت بودم!اما هنگامي كه فهميدم .هنگامي كه فهميدم نگاه هايت و يا كلمه به كلمه ي حرفهايت جز دروغ و ريا چيز ديگري نبود از درون شكستم, خورد شدم و قلبم ذره ذره سنگ شد!تو چه كردي با من؟هر آن چه كه كردي گناهت را نمي بخشم.
و حال تا هميشه دروازه ي قلبم را بر روي ورود هر قلب ديگري مانند قلب تو مي بندم!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 23:55  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

دوستت دارمو صد دفعه نوشتم و نفهميدم ...
معني اون چي ميشه كه حتي با تو نخنديدم
حتي با تو صداي من به گوش دنيا نرسيد
قطره عشق تو چشام گلبرگ عشقو نبوسيد
تو بودي ...اما , نبودي , مثل سرابي تو كوير
دلم نفهميد كه شده تو عشق قلابي اسير
حتي توي كلاس عشق تقلبي گفتي سلام
دست تو رو شد واسه من , وقتي كه ميكردي نگام.
دوستت دارمو صد دفعه نوشتمو نفهميدم ,
معني اون چي ميشه كه حتي با تو نخنديدم
حتي به پاي عشق تو غنچه نداد آب و گلم
دوستم نداشتي ميدونم , دروغ ميگفتي به دلم .
يه شب فقط يه شب بيا تو " خلوت روياي من "
بيا و دوستت دارمو معني بكن براي من
يه شب بيا سراغ دل بدون تزوير و ريا
بگو كه دوست داشتي منو

بگو چرا رفتي ...چرا؟.....

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 23:53  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

كاش پروانه بوديم تا پروانه صفت به دور هم ميگشتيم . كاش شمع بوديم تا در غم عشق هم ميسوختيم . كاش شمع و پروانه بوديم تا به دور هم ميگشتيم . کاش كاش کاش ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 23:41  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

هر شب شمع از عشق تو شب يلدا شده است و هر ثانيه ی مرگ تدريجی او همانند سالها برايش می گذرد.او از عشق تو در حال سوختن و آب شدن است. اما تو همچنان در پی دلربايی از شمعی هستی که قطره قطره ی اشکش به همراه جز جز گرمای وجودش بر روی ديدگان آتش گرفته اش فرو می ريزد.
معشوقه ی شمع! تاکدامين ثانيه ی طلايی می خواهی شاهد آب شدن شمع باشی؟! بيا و با بالهای رنگينت نوازشی بر سر شمع کن حتی اگر به قيمت سوختن بالهای زيبايت باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 23:32  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

اگر قهر كردمو گفتم دارم از خونه مي رم بگو نرو
درو باز كردم و گفتم واسه هميشه مي رم بگو نرو
اگه گفتم ديگه دنبالم نيا گوشه كنار منو نپا
شب تا سحر چشام بيدار برو تو خواب من نيا
بگو نرو پيشم بمون دوستت دارم اينو بدون
اگه ناز كردمو با عشوه صدات كردم
يه قطره اشك تو چشام بود
يواشكي نگات كردم يواشكي رامو كج كردم
يا جاي منه يا تو، بد اخلاقي و لج كردم
نگاهي تو چشام كن منو عاشق فردام كن
يه جوري التماسم كن با گريه هات كبا بم كن
اخه من رفتني نيستم بي تو موندني نيستم
دلم بيد و تو مثل باد ولي لرزيدني نيستم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 23:29  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

عاشقي يعني:آرزو كني كاش كنارش نشسته بودي
كاري كني كه غرق شادي بشه
با احساساتش بازي نكني
بهش زنگ بزني كه حالشو بپرسي
منتظر تلفنش باشي و ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 23:26  توسط حسین فروتن  | 

 Image and video hosting by TinyPic

چشمان تو كه از هيجان گريه مي كنند
در من هزار چشم نهان گريه مي
كنند
نفرين به شعرهايم اگر چشمهاي تو
اينگونه از شنيدنشان گريه مي
كنند
وقتي تو گريه ميكني اي دوست در دلم
انگار ابرهاي جهان گريه مي
كنند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 23:25  توسط حسین فروتن  | 

Image and video hosting by TinyPic

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد نه چون انسان كه بد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 23:19  توسط حسین فروتن  |